وسعت پرواز

 

مرغی که روی برکه ها آواز می خواند

 

شعری برای وسعت پرواز می خواند

 

سرشار بود از پاکی و از پارسایی

 

مستی که شب در کوچه ها آواز می خواند

 

من بودم و آهنگ تلخ رفتن تو

 

فریاد بغض آلود من را ساز می خواند

 

دیشب نشستم تا سحر با خاطراتت

 

چون دل حدیث کهنه ات را باز می خواند

 

من زنده ام با یاد عشقت تا قیامت

 

عشقی که پایان مرا آغاز می خواند

 

سید فواد توحیدی


دسته ها :
پنج شنبه پانزدهم 12 1387
X